الملا فتح الله الكاشاني

323

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بينه را كه از تو طلبند بر حقيقة توجه بكعبه * ( ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ) * پيروى نكنند ايشان قبله تو را اين برهان و حجة است بر آنكه كعبه قبله است و لام موطئى قسم است و ما تبعوا قبلتك جواب قسم مقدر است و ساد مسد جواب شرط و حقيقة معنى اينست كه اهل كتاب ترك قبلهء تو نكرده‌اند به جهت شبههء كه بحجة زايل شود بلكه مخالفت تو كرده‌اند به جهت مكابره و عناد مرويست كه اهل كتاب به جهت تعزير مر آن حضرت را و طمع در رجوع او گفتند كه اگر محمد ص بر قبله ما ثبات قدم ورزد ما بوى ايمان آريم حقتعالى به جهت قطع اطماع ايشان فرمود كه * ( وَما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ) * و تو نيستى پيروى كننده مر قبله ايشان را اگر چه قبله ايشان متعدد بود لكن متحد بود در بطلان و مخالفت حق و لهذا آن را بصورة توحيد ادا فرموده * ( وَما بَعْضُهُمْ ) * و نيست بعضى از ايشان * ( بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ ) * متابعت كننده و پيروى نماينده قبله بعضى را چه جهت قبلهء نصارى شرقيست و از آن يهود غربى پس توافق ايشان متعذر باشد و غير مرجو الوقوع هم چنان كه موافقت ايشان مر تو را متعسر است به جهت تصلب هر حزبى از ايشان در آنچه به آن راسخ شده‌اند * ( وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ ) * و اگر پيروى كنى بر سبيل فرض و تقدير بِأَهْوائِهِمْ آرزوهاى ايشان را در باب قبله * ( مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ ) * از پس آنكه آمد به تو * ( مِنَ الْعِلْمِ ) * از دانستن آنكه قبلهء ابراهيم حق است يعنى اگر فرضا بعد از آنكه حق بر تو ظاهر شد و وحى به تو آمد در باب قبلهء تو پيروى قبلهء اهل كتاب كنى * ( إِنَّكَ إِذاً ) * بدرستى كه باشى آن هنگام كه متابعت ايشان بكنى * ( لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * از جملهء ستمكاران حق تعالى از چند وجه تاكيد تهديد او نموده و در آن مبالغه فرموده از جهت چهار چيز يكى تعظيم حقى كه معلوم است دوم تحريص بر اقتضاى او سيم تحذير از متابعت هوى چهارم استفظاع صدور ذنب بر انبيا و گويند ظاهر خطاب راجع است به پيغمبر ص و مراد امت است و در كنز العرفان آورده كه در اين آيه اخباراتى است كه مستلزم چند حكم است يكى آنكه حقتعالى اخبار فرمود كه اهل كتاب اسلام نيارند و تابع قبلهء اسلام نشوند پس ( لام لئن اتيت ) موطئى قسم محذوف است و تقدير اينكه ( و اللَّه لئن اتيت ) چه لام در جواب قسم مىباشد و الذين با صلهء آن مفعول به است و باء در بكل آية براى مصاحبت نحو قولك ( اتيت الامير بحجتى اى مع حجتى ) و ما تبعوا جواب قسم كه مستغنى به است از جواب شرط چه هر دو در معنى واحدند و غرض از اين كلام قطع طمع حضرت رسالتست در صلاح ايشان چه ايشان ترك متابعت او به جهت شبهه نكرده بودند تا ببرهان زايل توان ساخت چنان كه گذشت و دليل است بر عناد ايشان و لهذا علماى حكمة عمليه گفته‌اند كه